خرید بک لینک
جمعه قرار بود بیام ببینمت قبل از سفرت کلی ذوق داشتم ولی گفتی تو نیا سختته خودم میام

انگار دنیا رو بهم دادن....

اما این ذوق و شوق من یا همین دنیایی که بهم میدن دووم نمیاره حتی یک ساعت...

خیلی طول نکشید اومدنت رو کنسل کردی من هم نتونستم بیام ....یعنی هم من جمعه ای که میتونستم ببینمت رو از دست دادم هم تو ذوق هفته ای که باید به انتظار میشستم تا بیای رو ازم گرفتی....

تو چقدر سنگدلی....جرم من چیه جز عاشقی

شنبه میری اونم کجا ...چین...تا10 روز بهت دسترسی ندارم بمیرم برای دل خودم که این همه بی معرفتی میبینه.فکر کنم بعد 3 سال دیگه هیچی ازش نمونده باشه..

برچسب: نویسنده: شیوا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 22:28

صفحه بندی