تمامِ دلتنگى هايم را برايت نوشته ام؛
خط به خط...
روز به روز...
ساعت به ساعت...
اما ميترسم!
ميترسم از اينكه بخوانی و با پوزخندى از كنارش رد شوی!
ميترسم از اينكه بخوانی و با يك "مرسى" گفتن،
تمامِ تصوراتم را خراب كنی!
ميترسم از اينكه يك نفر قبل از من،
تمامِ اينها را برايت گفته باشد!
شجاعتم تا همين حد بود؛
"برايت نوشتم"
من جراتِ ارسالش را ندارم!